بعضي وقتا نمي تونم چيزي بنويسم
ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٤/۳/۱٦ 

 

 

بعضي وقتا اونقدر ذهنم اينور و اونور مشغوله كه به نوشتن نمي رسم

بعضي وقتا دوست دارم يه آدم ديگه بودم و درست همون موقع ميبينم يه آدم ديگه م
بعضي وقتا آدم مي دونه چي ميخواد و چي نميخواد ولي بايد يكي بهش بگه
بعضي وقتا مثل بعضي وقتاس و بعضي وقتا مثل هيچوقتي نيست
بعضي وقتا آدم دوست داره به بعضي وقتا فقط بگه سام تايمز ...
بعضي وقتا بعضي آدما مثل بعضي از آدمان و بعضي وقتا هم مثل هيچ كس...
بعضي وقتا آدم دلش يه چراغ ميخواد كه ماه باشه و بياد و بگه راه كدوم وره
بعضي وقتا فقط خدا با اينكه وجود داره ميتونه به آدم كمك كنه
و بعضي وقتاي ديگه هم هست كه آدم دلش ميخواد يه كم فكراشو يه جايي بنويسه و هيچكس دوباره نخونه ...


کلمات کلیدی: